جبه خانه. [ ج ُب ْ ب َ / ب ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) اسلحه خانه. قورخانه. مخزن لشکر. ( ناظم الاطباء ). در فارسی به معنی جای اسلحه و ابزار جنگ از جبه عربی به معنی زره و سنان مأخوذ است. زرادخانه. قورخانه. و عامه آن را جباخانه گویند ( شکسته جیبه خانه ). جیبه خانه. آنجا که کیش سازند و توسعاً آنجا که هر نوع اسلحه کنند: بر سر آن کوه که نزدیک است بدیه سرفت قلعه ای بنا نهاد و جبه خانه گردانید و آثار آن ا...
فرهنگ عمید
جباخانه#NAME?
=جباخانه
دانشنامه آزاد فارسی
جُبّه خانه(یا: جِبِه خانه، جباخانه) اصطلاحی نظامی در قدیم، به معنای جای اسلحه و ابزار جنگ. در دورۀ صفویه به کارگاه های ساخت و نگهداری سلاح جباخانه می گفتند. جباخانه معادل ادارۀ تسلیحات ارتش و سازمان صنایع دفاعی کنونی است. بزرگ ترین جباخانۀ دورۀ صفویه در قلعه ای کهن واقع در جوارِ بارۀ شمال شرقی اصفهان بود و در آن چلنگران، پیکانگران، باروت سازان، آتشبازان و کارگران عسگرخانه به کار تولید جنگ افزار اش...
فرهنگ فارسی
اسلحه خانه
دانشنامه عمومی
جبه خانه نام کتابی از هوشنگ گلشیری است که در سال ۱۳۶۲ منتشر شد. جبّه خانه مجموعه یک داستان بلند و سه داستان کوتاه است.داستان، شبی را تا صبح روایت می کند که در خلال آن از یک سو با زن و شوهری آشنا می شویم که با آزار رساندن به خود و دیگری بیشتر به هم نزدیک می شوند و از سوی دیگر، پسر دانشجویی را می بینیم که به شوق گذران شبی خوش، به دام آنان می افتد.wiki: جبه خانه...