Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جبران کردن

تلفظ بین المللی : /dʒˈobrɑn kˈardan/ تلفظ :‌ [dZ'obRAn k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • بی جان کردن
  • جان به جان کسی کردن
  • جان بجان آفرین تسلیم کردن
  • جان بجان کسی کردن
  • جان بسر کردن
  • جان در تن کسی کردن
  • جان در جان کسی کردن
  • جان در سر دل کردن
  • جان در سر سودا کردن
فرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- تلافی کردن ( خسارت و مانند آن ) . ۲- استخوان شکسته را بستن و بحال اصل برگرداندن .

مترادف و متضاد

compensation (اسم)جبران، تلافی، غرامت، جبران کردن، عوض، پاداش، تاوان، مزدquittance (اسم)تبرئه، برائت، جبران کردن، پاداش، پاکی، رسید مفاصا، بازپرداختنretrieve (اسم)جبران کردن، حصول مجددreciprocate (فعل)جبران کردن، تلافی کردن، عمل متقابل کردن، معامله بمثل کردن، دادن و گرفتنcountervail (فعل)خنثی کردن، جبران کردن، برابری کردن باrecoup (فعل)جبران کردن، تلافی کردن، دوباره بدست اوردنrectify (فعل)اصلاح کر...

فرهنگ فارسی ساره

توختن


کلمات مرتبط

  • بی جان کردن
  • جان به جان کسی کردن
  • جان بجان آفرین تسلیم کردن
  • جان بجان کسی کردن
  • جان بسر کردن
  • جان در تن کسی کردن
  • جان در جان کسی کردن
  • جان در سر دل کردن
  • جان در سر سودا کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات