معانی کلمه : جبت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بت، صنم.
۲. سِحر.
۳. ساحر.
۴. شخص بی خیرومنفعت.
۲. سِحر.
۳. ساحر.
۴. شخص بی خیرومنفعت.
فرهنگ معین
(جِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - بت ، صنم . ۲ - سحر. ۳ - ساحر. ۴ - کسی که خیری در او نیست .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- بت صنم . ۲- سحر. ۳- ساحر. ۴- کسی که خیری درو نیست .
بت
بت
