جایگاه. ( اِ مرکب ) مکان استقرار. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). مکان. مسکن. خانه. مقام. منزل. هر محلی که در آنجا چیزی ثابت شود. محلی که شامل چیزی باشد. ( ناظم الاطباء ). جایگه. جای. محل. جا. مَقَرّ. حَیَّز. مَوضِع. مَوطِن. مَوقِع. مَعان. مَعدِن. ( از تفلیسی ). مَسَکن. ( ربنجنی ). ضِناه. ( صراح اللغة ). زُلفی. ضِنی ٔ، یقال : هوفی ضنی صدق. ( از منتهی الارب ). مَرکَن : ابله و فرزانه را فرجام خاک جایگاه ه...
فرهنگ عمید
۱. محل، مکان. ۲. هر نقطه و محلی که کسی یا چیزی در آن قرار بگیرد. ۳. [مجاز] مقام، مرتبه. ۴. خانه، سرا، منزل. ۵. لُژ. ۶. [قدیمی، مجاز] فرصت، مجال: اگر سستی آرید یک تن به جنگ / نمانَد مرا جایگاهِ درنگ (فردوسی: ۲/۴۰۱ ). ۷. [قدیمی، مجاز] عوض، بدل.
فرهنگ معین
(اِمر. ) محل ، مکان .
فرهنگ فارسی
مقام، مرتبه، خانه، سرا، منزل، مکان، هرنقطه، ومحلی که کسی یاچیزی در آن قراربگیرد، جاگه ( اسم ) ۱- محل مکان . ۲- مقام مرتبه . ۳- سرای منزل خانه .
دانشنامه عمومی
جایگاه (رمان). جایگاه (به فرانسوی: La Place) رمانی است که توسط آنی ارنو و با شیوه خودزندگی نامه نوشته شده است. این رمان توسط انتشارات گالیمار در سال ۱۹۸۳ به چاپ رسیده و برنده جایزه رنودو شده است.محل, پاریس، Afnews Info, 1983. Al. برگ جیب 113 p. شابک ۲-۰۷-۰۳۷۷۲۲-۹این خودزندگی نامه در بازه زمانی نوامبر ۱۹۸۲ تا ژوئن ۱۹۸۳ نوشته شده است. آنی ارنو در این اثر خاطرات کودکی خود را به صورت تکه تکه و ناکا...
house (اسم)خانقاه، منزل، مسکن، جا، برج، نشیمن، خانه، سرای، اهل خانه، جایگاه، اهل بیت، محل سکنی، منزلگاهseat (اسم)مقر، جا، کفل، نیمکت، مرکز، مستقر، مسند، نشیمن، مدار، صندلی، محل اقامت، سرین، ...
واژه نامه بختیاریکا
بنشین؛ پا گَه؛ آستُو؛ جاگَه؛ دَر آستُو
فرهنگستان زبان و ادب
{locus} [زیست شناسی] محل ویژۀ ژن بر روی فام تن {lodge, loge (fr. )} [عمومی] محل ممتاز و خاص در سالن نمایش {position} [زیست شناسی- علوم گیاهی] موقعیت یک آرایه نسبت به آرایه ای دیگر در رتبۀ بالاتر