کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جای کسی را گرفتن
تلفظ بین المللی :
/dʒɑj kˈasi rɑ ɡerˈeftan/
تلفظ :
[dZAj k'asi RA geR'eftan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جای کسی را تنگ کردن
جای کسی یا چیزی را پر کردن
کسی را به جای یا سر جای خود نشاندن
پای کسی را از جایی بریدن
پای کسی را به جایی باز کردن
جان کسی را به لبش رساندن
حال کسی را جا یا سرجا یا سرجایش اوردن
دست خود را جایی یا کسی بند کردن
کسی را روی تخم چشم جا دادن کسی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
sub (فعل)جای کسی را گرفتن، جایگزین کردنbestead (فعل)کمک کردن، یاری کردن، بدرد خوردن، سودمند واقع شدن، جای کسی را گرفتنbested (فعل)کمک کردن، بدرد خوردن، جای کسی را گرفتن...
کلمات مرتبط
جای کسی را تنگ کردن
جای کسی یا چیزی را پر کردن
کسی را به جای یا سر جای خود نشاندن
پای کسی را از جایی بریدن
پای کسی را به جایی باز کردن
جان کسی را به لبش رساندن
حال کسی را جا یا سرجا یا سرجایش اوردن
دست خود را جایی یا کسی بند کردن
کسی را روی تخم چشم جا دادن کسی
نظرات