کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جاگرم-کردن | کلماتور
معانی کلمه : جاگرم کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑɡerˌam kˈardan/
تلفظ :
[dZ'AgeR,am k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صیغه جاری کردن
از شیر اب جاری کردن
جارو کردن
خون جاری کردن
مانند فواره جاری کردن
جار و جنجال کردن
آب و جارو کردن
اب و جارو کردن
جاری کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جاگرم کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از قرار گرفتن. ( آنندراج ). اندکی نشستن :
عجب سرد آمد این کاخ دل انگیز
که تا جاگرم کردی گویدت خیز.
نظامی.
|| کنایه از مراقبه رفتن بود. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از قرار گرفتن
کلمات مرتبط
صیغه جاری کردن
از شیر اب جاری کردن
جارو کردن
خون جاری کردن
مانند فواره جاری کردن
جار و جنجال کردن
آب و جارو کردن
اب و جارو کردن
جاری کردن
نظرات