معنی کلمه : جاورسی
لغت نامه دهخدا
جاورسی . [ وَ ] (اِخ ) عبداﷲبن بریده که منسوب به جاورسه است . (انساب سمعانی ).
جاورسی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به قریه ٔ جاورسه که قریه ای است در سه فرسخی مرو. (از انساب سمعانی ).

جاورسی . [ وَ ] (اِخ ) عبداﷲبن بریده که منسوب به جاورسه است . (انساب سمعانی ).
جاورسی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به قریه ٔ جاورسه که قریه ای است در سه فرسخی مرو. (از انساب سمعانی ).