معانی کلمه : جانوسیار
لغت نامه دهخدا
جانوسیار. ( اِخ ) همان جانوسار یا جانوسپار سردار خائن دارا است که با همدستی ماهیار برای تقرب به اسکندر دارا را کشتند :
ناجوانمردیست چون جانوسیار و ماهیار
یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن.رجوع به جانوسار و جانوسپار شود.
ناجوانمردیست چون جانوسیار و ماهیار
یار دارا بودن و دل با سکندر داشتن.رجوع به جانوسار و جانوسپار شود.
فرهنگ فارسی
مطابق روایات داستانی یکی از امرای دارا ( دایوش سوم ) که او را بقتل رسانیدند . توضیح طبق روایات یونانیان قاتل دارا بسوس والی بلخ بود .
همان جانو سار است
همان جانو سار است
فرهنگ اسم ها
اسم: جانوسیار (پسر) (فارسی)
معنی: جانوشیار، نام وزیر دارای داراب در زمان اسکندر مقدونی
معنی: جانوشیار، نام وزیر دارای داراب در زمان اسکندر مقدونی
