کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جانورسان
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑnuːrˌesɑn/
تلفظ :
[dZ'Anu:R,esAn]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سبک جانورسان
شاه جانوران
از جانوران همتیره تخم کشیدن
پر از حشرات یا جانوران موذی
پوشش سپر مانند جانوران
تخم کشی از جانوران هم تیره
جانوران موذی
جانوران پستاندار شبیه راسو
جانوران کوچک و میکروسکپی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
zooid
(صفت)
جانورسان، شبیه جانوران، شبه جانور، شبه حیوان
zoomorphic
(صفت)
جانورسان، شبیه جانور، دارای خدایان مجسم بشکل جانور
کلمات مرتبط
سبک جانورسان
شاه جانوران
از جانوران همتیره تخم کشیدن
پر از حشرات یا جانوران موذی
پوشش سپر مانند جانوران
تخم کشی از جانوران هم تیره
جانوران موذی
جانوران پستاندار شبیه راسو
جانوران کوچک و میکروسکپی
نظرات