Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جانور کندرو

تلفظ بین المللی : /dʒɑnˈevar kˈondroː/ تلفظ :‌ [dZAn'evaR k'ondRo:]
مترادف و متضاد
  • جانور
  • جانور افت
  • جانور افسانه ای دارای یک شاخ
  • جانور بد بو
  • جانور بدون اولاد
  • جانور بسیار ریز
  • جانور بی دندان
  • جانور بی شاخ
  • جانور بی صاحب
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

slug (اسم)
چارپاره، ضربت مشت، یک جرعه مشروب، حلزون بی صدف، جانور کندرو، ضربه سنگین زدن، گلوله بی شکل، جانور تنبل، گردونه کندرو، اسب کندرو، تکه فلز خام

tardigrade (اسم)
جانور کندرو، جانور تنبل

کلمات مرتبط

  • جانور
  • جانور افت
  • جانور افسانه ای دارای یک شاخ
  • جانور بد بو
  • جانور بدون اولاد
  • جانور بسیار ریز
  • جانور بی دندان
  • جانور بی شاخ
  • جانور بی صاحب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات