جانه . [ ن َ ] (اِخ ) از دیه های الجبل . (تاریخ قم ص 136).
جانه . [ ن َ / ن ِ] (اِ) روح حیوانی . (برهان ) (آنندراج ). و بمعنی جان است بزیادت ها. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). رجوع به جان شود. || سلاح جنگ . (برهان ) (آنندراج ).
یار – هم بازی – هم پایه
۱یار – رفیق ۲هم بازی ۳هم ردیف – هم طراز – نبور،نیروی برابر،هم ...