Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان گسل

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn ɡˈosal/ تلفظ :‌ [dZ'An g'osal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • جان گسلی
  • گالبرایت جان کنت
  • گالت جان
  • گالزورتی جان
  • جان کنت گالبرایت
  • جان گالت
  • جان گالزورثی
  • جانوسلی
  • جانسل الچین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جان گسل. [ گ ُ س ِ / س َ ] ( نف مرکب ) تلف کننده ٔعمر. شکننده دل. ( ناظم الاطباء ). روح آزار. آنچه جان را گسسته سازد. پاره کننده جان. کشنده : کدام است گفت از شما شیردل که آید سوی نیزه جان گسل.دقیقی.دریغ این غم و حسرت جان گسل ز مادر جدا وز پدر داغ دل.فردوسی.پر آهی کشم از غم جان گسل به آهم رود بر هوا خشت دل.ملاطغرا ( از آنندراج )....

فرهنگ عمید

آنچه باعث مرگ شود، کُشنده: کدام است گفت از شما شیردل / که آید سوی نیزهٴ جان گسل (دقیقی: ۷۰ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) گسلند. جان کشنده قاتل .

کلمات مرتبط

  • جان گسلی
  • گالبرایت جان کنت
  • گالت جان
  • گالزورتی جان
  • جان کنت گالبرایت
  • جان گالت
  • جان گالزورثی
  • جانوسلی
  • جانسل الچین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات