Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان پناه

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑnpanˌɑh/ تلفظ :‌ [dZ'Anpan,Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • جان پناه پل
  • جان پناه اسپیدکمر
  • جان پناه امیری
  • جان پناه توچال
  • جان پناه دژ
  • جان پناه شروین
  • جان پناه 1
  • جان پناه 2
  • خاکریز یا جان پناه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جان پناه. [ جام ْ پ َ ] ( اِ مرکب ) پناه جان. محافظ جان. آنچه جان را نگاهدارد : گفت هین اکنون چه میخواهی بخواه گفت فرما باد را ای جان پناه.مولوی. || ( اصطلاح نظامی ) گودالی که هنگام تیراندازی در زمین کنند تا از آسیب گلوله ٔدشمن مصون باشند : ساخته پیش کید دیو لعین جان پناهی ز قلعه یاسین.دهخدا....

فرهنگ عمید

۱. سنگر، پناهگاه.
۲. جایی که کسی در پناه آن قرار گیرد و جان خود را از چنگ دشمن حفظ کند.

فرهنگ معین

(پَ ) (اِمر. ) ۱ - پناه جان ، محافظ جان . ۲ - موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند، پناهگاه .

دانشنامه آزاد فارسی

جان پناه (redoubt)در جنگ های سنگربندی شده، نوعی سنگر کوچک محصور متصل به مجموعه ای از سنگرهای پیاده نظام. این سنگر حتی پس از نابودی یا تسخیر بقیۀ سنگرها نیز می تواند نقطۀ مقاومت نیرومندی باشد.wikijoo: جان_پناه جان پناه (معماری). دیواره ای در لبه های بام و دورتادور آن. جان پناه، امتداد دیوار بنا تا ارتفاعی بالاتر از سطح بام، و همچون حفاظ است. طراحان از جان پناه برای تنظیم تناسبات نما نیز استفاده می...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- پناه جان و محافظ جان . ۲- موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند پناهگاه .

دانشنامه عمومی

محافظ جان، پناهگاه.

جان پناه مانعی به صورت دیوار کشیده شده در لبهٔ یک بام، بهارخواب، بالکن، گردشگاه یا سایر محوطه ها می باشد. این کلمه از واژهٔ ایتالیایی پاراپتو (پارا «پوشش دادن/حفاظت کردن» و پِتو «سینه») گرفته شده است. مترادف آلمانی این واژه بروشور است که معنای مشابهی را می رساند. زمانی که سقفی احداث می شود، جان پناه می تواند به صورت ساده با ادامه یافتن دیوارها شکل بگیرند؛ یا می توانند به ...

مترادف و متضاد

پناهگاه، سنگر

آلونک، کلبه، ماوا

shelter (اسم)حمایت، پناه، پناه گاه، ساباط، جان پناه، سپنج، یتیم خانهparapet (اسم)نرده، دیواره، جان پناه، محجرtrench (اسم)خندق، حفره، گودال، چال، سنگر، جان پناه، استحکامات خندقی، شیار طولانیdefilade (اسم)جان پناه، استحکامات تدافعیturret (اسم)جان پناه، برج گردان، برج متحرک، برج کوچک، مناره کوچکmantelet (اسم)حفاظ، جان پناه، رداء یا عبای کوتاه، نوعی شنل زنان...

فرهنگستان زبان و ادب

{defilade} [علوم نظامی] مانعی مانند تپه یا پشته برای حفاظت در مقابل دید بانی و آتش دشمن
{clearance bay, nitch} [حمل ونقل ریلی] فرورفتگی در دیوار تونل به منظور تأمین فضای ایمن برای کارگران در هنگام عبور قطار

کلمات مرتبط

  • جان پناه پل
  • جان پناه اسپیدکمر
  • جان پناه امیری
  • جان پناه توچال
  • جان پناه دژ
  • جان پناه شروین
  • جان پناه 1
  • جان پناه 2
  • خاکریز یا جان پناه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات