معانی کلمه : جان پناه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سنگر، پناهگاه.
۲. جایی که کسی در پناه آن قرار گیرد و جان خود را از چنگ دشمن حفظ کند.
۲. جایی که کسی در پناه آن قرار گیرد و جان خود را از چنگ دشمن حفظ کند.
فرهنگ معین
(پَ ) (اِمر. ) ۱ - پناه جان ، محافظ جان . ۲ - موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند، پناهگاه .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پناه جان و محافظ جان . ۲- موضعی از خاک که سرباز در پناه آن بتواند عملیات نظامی کند پناهگاه .
دانشنامه عمومی
محافظ جان، پناهگاه.
مترادف و متضاد
پناهگاه، سنگر
آلونک، کلبه، ماوا
فرهنگستان زبان و ادب
{defilade} [علوم نظامی] مانعی مانند تپه یا پشته برای حفاظت در مقابل دید بانی و آتش دشمن
{clearance bay, nitch} [حمل ونقل ریلی] فرورفتگی در دیوار تونل به منظور تأمین فضای ایمن برای کارگران در هنگام عبور قطار
{clearance bay, nitch} [حمل ونقل ریلی] فرورفتگی در دیوار تونل به منظور تأمین فضای ایمن برای کارگران در هنگام عبور قطار
