Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان زنده کن

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn zˈendeː kˈon/ تلفظ :‌ [dZ'An z'ende: k'on]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زنده جان
  • قنات زنده جان کاشمر
  • ولسوالی زنده جان
  • جهان زنده
  • بورلی هیلز چی واوا 3 زنده باد جشن
  • جان محمد نبی زاده
  • جار زننده
  • جوان نجیب زاده المانی
  • نجیب زاده جوان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جان زنده کن. [ زِ دَ / دِ ک ُ ] ( نف مرکب ) زنده کننده جان. روانبخش. حیات دهنده :
این نامه بنام پادشاهی
جان زنده کنی خردپناهی.
نظامی
جان زنده کنی که از فصیحی
شد معجز او دم مسیحی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

زنده کننده جان

کلمات مرتبط

  • زنده جان
  • قنات زنده جان کاشمر
  • ولسوالی زنده جان
  • جهان زنده
  • بورلی هیلز چی واوا 3 زنده باد جشن
  • جان محمد نبی زاده
  • جار زننده
  • جوان نجیب زاده المانی
  • نجیب زاده جوان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات