Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان دانا

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn dˈɑnˈɑ/ تلفظ :‌ [dZ'An d'An'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جان ای داناهر
  • جان داناهو
  • مرگ و زندگی جان اف داناون
  • جوان دانان
  • جوان داناهیو
  • فهرست موسیقی دانان جاز
  • مسابقه بین المللی فیزیک دانان جوان
  • جهان دادانگاری
  • قنات چاه مزاربالا جام داراب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جان دانا. [ ن ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نفس ناطقه. روان روشن :
گر کند شهباز مرغان را شکار
من شکارش جان دانا دیده ام.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

نفس ناطقه

کلمات مرتبط

  • جان ای داناهر
  • جان داناهو
  • مرگ و زندگی جان اف داناون
  • جوان دانان
  • جوان داناهیو
  • فهرست موسیقی دانان جاز
  • مسابقه بین المللی فیزیک دانان جوان
  • جهان دادانگاری
  • قنات چاه مزاربالا جام داراب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات