Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان خواه

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn xˈɑh/ تلفظ :‌ [dZ'An x'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جین یک دوست پسر می خواهد
  • جانم خواجه
  • جای خواب
  • خواب جا
  • خواب جای
  • خواجه ٔ جهان
  • شاپرک های جگن خوار
  • قنات خواجه سنگ اور تربت جام
  • قنات خواجه طاعون جام نهبندان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جان خواه. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواهنده جان. آنکه یا آنچه خواستار جان باشد. گیرنده جان :
تیغ جانخواه تو عزرائیل را گوید بجنگ
کای اخی جائی نشانی ده مرا جان دگر.
سوزنی.
جان خواه تو بس شگرف یار است
جان دادن تو عظیم بار است.
نظامی.
رجوع به جان خواستن شود. || ( اِ ) اسم محبوب. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

خواهنده جان

کلمات مرتبط

  • جین یک دوست پسر می خواهد
  • جانم خواجه
  • جای خواب
  • خواب جا
  • خواب جای
  • خواجه ٔ جهان
  • شاپرک های جگن خوار
  • قنات خواجه سنگ اور تربت جام
  • قنات خواجه طاعون جام نهبندان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات