Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جان برآمدن

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn barɑmˈadan/ تلفظ :‌ [dZ'An baRAm'adan]
لغت نامه دهخدا
  • جان برامدن
  • جان براندن
  • جای بلند و برامدگی
  • جان
  • جان بخشی
  • جان بدربردن
  • جان دادن به
  • جان دهنده
  • جان نثاری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جان برآمدن . [ ب َ م َ دَ ] (مص مرکب ) جان بیرون رفتن . مردن : نه چندان بخور کز دهانت برآیدنه چندان که از ضعف جانت برآید. سعدی .بچه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمدبزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی . سعدی .رمق مانده ای را که جان از بدن برآید چه سود انگبین در دهن . سعدی .تا رفته از نظر ز تنم جان برآمده شرمنده ام که در غمش آسان برآمده .حزین اصفهانی (از ارمغان آصفی )....

کلمات مرتبط

  • جان برامدن
  • جان براندن
  • جای بلند و برامدگی
  • جان
  • جان بخشی
  • جان بدربردن
  • جان دادن به
  • جان دهنده
  • جان نثاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات