معانی کلمه : جان بر
لغت نامه دهخدا
جان بر. [ جام ْ ب َ ] ( نف مرکب ) کسی که میرهاند جان خود را. ( ناظم الاطباء ) : که احدی از آنها از دست آن ملعون جان بر نشد. ( مجمل التواریخ گلستانه ).
دل جان بر نمییابم ز دست تیغ مژگانش
بدور چشم او پیمانه ها لبریز می بینم.
دل جان بر نمییابم ز دست تیغ مژگانش
بدور چشم او پیمانه ها لبریز می بینم.
فرهنگ فارسی
کسی که میرهاند جان خود را
