کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جان-بدهان-رسیدن | کلماتور
معنی کلمه : جان بدهان رسیدن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑn bedˈahɑn rˈesidˌan/
تلفظ :
[dZ'An bed'ahAn R'esid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
جان بدهان رسید
جان بدهان آمدن
جان بدهان امدن
جان بهان
جان بدهام
برهان الدین جانم
برهان الدین جانم چشتی
برهان الدین صدر جهان شمس الدین محمد بن عمر
اندیس جهان بان
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جان بدهان رسیدن .
[ ب ِ دَ رَ
/
رِ دَ ] (مص مرکب ) جان بحلق رسیدن . بحال احتضار رسیدن . جان بر لب رسیدن
:
آنکه سرش در کمند جان بدهانش رسید
می نکند التفات آنکه بدستش کمند.
سعدی .
رجوع بجان بدهان آمدن شود.
کلمات مرتبط
جان بدهان رسید
جان بدهان آمدن
جان بدهان امدن
جان بهان
جان بدهام
برهان الدین جانم
برهان الدین جانم چشتی
برهان الدین صدر جهان شمس الدین محمد بن عمر
اندیس جهان بان
نظرات