معانی کلمه : جان بخش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] آنچه باعث نشاط و تقویت روح و روان شود، جان پرور.
۲. زنده کننده.
۳. (اسم، صفت ) [قدیمی] بخشندۀ جان.
۴. [قدیمی، مجاز] یکی از صفات باری تعالی.
۲. زنده کننده.
۳. (اسم، صفت ) [قدیمی] بخشندۀ جان.
۴. [قدیمی، مجاز] یکی از صفات باری تعالی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بخشند. جان حیات دهنده زنده کننده ( غالبا صفت خدای تعالی آید ).
فرهنگ اسم ها
اسم: جان بخش (پسر) (فارسی) (تلفظ: jān bakhš) (فارسی: جانبخش) (انگلیسی: jan bakhsh)
معنی: زنده کننده، ویژگی آن که موجب شادی، آرامش و تازگی روح می شود و لذت بخش و خوشایند است
معنی: زنده کننده، ویژگی آن که موجب شادی، آرامش و تازگی روح می شود و لذت بخش و خوشایند است
واژه نامه بختیاریکا
جُوَش
