Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان بختار

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn bexatˈɑr/ تلفظ :‌ [dZ'An bexat'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جان بختان
  • جا بخاردن
  • بخاراییان جوان
  • جان
  • جان بخشی
  • جان بدربردن
  • جان دادن به
  • جان دهنده
  • جان نثاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جان بختار. [ جام ْ ب َ ] ( ص مرکب ) ( اصطلاح نجوم ) در احکام نجومی صاحب طالع خاصی را جان بختارگویند. صاحب «التفهیم » آرد: و چون اندر تحویل یا هروقتی که باشد آنجای دانسته آید کجا تسییر رسیده است ، خداوند آن حدّ را آنجای قاسم خوانند و بپارسی جان بختار. ( التفهیم چ همائی صص 525 - 526 ). مصحح کتاب مزبور در ذیل این کلمه چنین آرد: این کلمه تا آنجا که نگارنده در این کتاب و دیگر کتب نجوم نسخه های تازه و ک...

فرهنگ فارسی

در احکام نجومی طالع خاصی است

کلمات مرتبط

  • جان بختان
  • جا بخاردن
  • بخاراییان جوان
  • جان
  • جان بخشی
  • جان بدربردن
  • جان دادن به
  • جان دهنده
  • جان نثاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات