معنی کلمه : جامه از تن بدر اوردن
مترادف و متضاد
unclothe (فعل)
لخت شدن، جامه از تن بدر اوردن
کلمات مرتبط
- جامه از تن در اوردن
- جامع الفتاوی مناسک حج با روشی جدید مطابق با فتاوای ده تن از مراجع عظام تقلید
- جامه از مصحف پ
- جامه از مصحف پوشیدن
- خاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی
- جاده ای که از کف زمین بلندتر است
- خارج از جاده وشارع اصلی
- از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
- جام پر از شیر و
