معانی کلمه : جالی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جلادهنده.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - روشن ، واضح . ۲ - جلا - دهنده ، پاک کننده . ، ادویة ~: دواهایی که عفونت های جلدی را با آن پاک کنند، ضد - عفونی های جلدی .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- روشن واضح . ۲- جلا دهنده پاک کننده . یاادوی. جالی . دواهایی که عفونتهای جلدی را پاک کنند ضد عفونیهای جلدی .
