معانی کلمه : جال
لغت نامه دهخدا
جال . (اِخ ) جائی است در آذربایجان . (مراصد الاطلاع ).
فرهنگ عمید
اراک#NAME?
۱. دام؛ تله: ◻︎ ای ز انعامت گرفته صاحب آمال مال / بر ره خصمت نهاده صاحب آجال جال (قطران: ۴۴۴).
۲. دامی که برای گرفتن پرندگان به کار میرفت: ◻︎ همچو ماهیست خسته گشته به شست / همچو مرغیست بسته گشته به جال (مسعودسعد: مجمعالفرس: جال).
فرهنگ فارسی
( اسم ) دام برای پرندگان تله .
رفت و آمد
رفت و آمد
دانشنامه عمومی
جال ممکن است به موارد زیر اشاره کند:
جال، به معنی دام و تله.
خطوط هوایی ژاپن، به اختصار «جال».
جال، شهری در ایالت نیومکزیکو.
فرودگاه ال لنسرو (با کد یاتا: JAL)
جال، به معنی دام و تله.
خطوط هوایی ژاپن، به اختصار «جال».
جال، شهری در ایالت نیومکزیکو.
فرودگاه ال لنسرو (با کد یاتا: JAL)
wiki: جال
گویش مازنی
زمان فرصت
/jaal/ زمان فرصت
