معانی کلمه : جاز
لغت نامه دهخدا
جاز. (اِ) گیاهی است که بدان جامه رنگ کنند و اسپرک نیز گویند. (لغت محلی شوشتر).
فرهنگ عمید
۱. نوعی موسیقی سیاهان امریکا که با سازهای بادی و کوبهای اجرا میشود. Δ در قرن ۱۹ میلادی متداول گردید و بیانکنندۀ احساسات تند و تٲثرات سیاهان از قیود بندگی و غربت بود. سپس بهتدریج در سراسر امریکا و کشورهای اروپا شایع شد.
۲. یکی از آلات موسیقی کوبهای که از چند طبل و سنج ساخته شده است.
فرهنگ معین
[ انگ . ] (اِ. ) موسیقی ارکستری است که از تطابق موسیقی آوازی و ضربی سیاهان افریقا در امریکا به وجود آمده و معمولا برای رقص نواخته می شود.
فرهنگ فارسی
← جنبش آزادیبخش زنان
( اسم ) موسیقی ارکستری است که ازتطابق موسیقی آوازی و ضربی سیاهان افریقایی در امریکا بوجود آمده و برای رقص بیکار میرود.
کوه بلندی در سرزمین بلقین
کوه بلندی در سرزمین بلقین
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/jaaz/
مترادف و متضاد
jazz (اسم)
نشاط، جاز، موسیقی جاز
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی جَازٍ: بی نیاز کننده - کفایت کننده (کلمه جزاء به معنای بی نیازی و کفایت است )
ریشه کلمه:
جزی (۱۱۸ بار)
ریشه کلمه:
جزی (۱۱۸ بار)
wikialkb: جَاز
واژه نامه بختیاریکا
از گونه های درختان گرمسیری
فرهنگستان زبان و ادب
[مطالعات زنان] ← جنبش آزادی بخش زنان
