Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جارچی

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑrtʃi/ تلفظ :‌ [dZ'ARtSi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • جارچی باشیگری
  • جارچی کندی
  • جارچی کندی کوه
  • حمام جارچی
  • درنای جارچی
  • سرای جارچی
  • مرغ جارچی
  • مسجد جارچی
  • جارچیان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جارچی . (ترکی ، ص مرکب ، اِ مرکب ) منادی . کسی که آواز دهد مردم را در کاری . نداکننده . در ترکی ، نقیب و منادی کننده . (آنندراج ). در ترکی ، نقیب و منادی کننده . لفظ ترکی است از مصطلحات . (غیاث اللغات ). رجوع به جارزن شود . || منصبی از مناصب لشکری بدوره ٔ صفویه . (تذکرة الملوک )....

فرهنگ عمید

کسی که در کوچه و بازار مطلب یا حُکمی را با آواز بلند به اطلاع مردم می رسانده است، جارزننده.

فرهنگ معین

[ تر. ] (اِمر. ) کسی که خبر یا حکمی را با صدای بلند در کوچه و خیابان به گوش مردم می رساند.

فرهنگ فارسی

جارزننده، کسی که حکمی رابا آوازبلندخبردهد
( صفت اسم ) کسی که مردم را آواز دهد و امری را به آنان ابلاغ کند یا خبری دهد ندا کننده منادی گر.
دهی در شهرستان زنجان

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۴۳′۵۷″شمالی ۴۸°۳۰′۱۳″شرقی / ۳۶٫۷۳۲۵°شمالی ۴۸٫۵۰۳۵۹°شرقی / 36.7325; 48.50359جارچی (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.این روستا در دهستان بناب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹ نفر (۷خانوار) بوده است.wiki: جارچی...

مترادف و متضاد

جارزن، جارکش، صلازن، منادی

blazer (اسم)اعلام کننده، جارچی، ژاکت مخصوص ورزش، هر چیز قرمز و مشتعلی، نوعی کت پشمی یا ابریشمی ورزشیcrier (اسم)دوره گرد، دستفروش، جارچی، منادیbeadle (اسم)جارچی، مستخدم جزء کلیسا یا دانشگاه، منادی دادگاه، مامور انتظاماتherald (اسم)پیشرو، جارچی، منادی، خبر رسان، قاصد، جلو دارtown crier (اسم)جارچی، منادیbellman (اسم)جارچی، زنگ زن، منادیtrumpeter (اسم)جارچی، شیپورچی، ش...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صاحب منصبی دیوانی و درباری در دوره صفوی و قاجار که مأمور رساندن اخبار به گوش همگان بود.واژة ترکی «جار» به معنای ندا و آواز از دورة مغول و ایلخانان در منابع فارسی دیده می شود. پسوند ترکی «چی» نیز که بر انجام دهندة کار دلالت می کند، ظاهراً از دورة غزنویان در زبان فارسی کاربرد داشته است. به نظر می رسد واژة جارجیان/ جارچیان اولین بار در منابع دورة ترکمانان قراقوینلو (۷۸۲ـ۸۷۳) به کار رفته اس...

واژه نامه بختیاریکا

بنگ وُرار

کلمات مرتبط

  • جارچی باشیگری
  • جارچی کندی
  • جارچی کندی کوه
  • حمام جارچی
  • درنای جارچی
  • سرای جارچی
  • مرغ جارچی
  • مسجد جارچی
  • جارچیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات