Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جار ذی القربی

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑr zˈi alq1ˈorbi/ تلفظ :‌ [dZ'AR z'i alq1'oRbi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذی جاه
  • رویش سالانۀ جاری
  • صیغه جاری کردن
  • کتاب نگاشت جاری
  • کشت جاری
  • گل جاری
  • اب جاری در قسمت کم عمق رود
  • اب دهان جاری ساختن
  • با شرشر جاری شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جار ذی القربی. [ رِ ذِل ْ ق ُ با ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) همسایه خانه ای که با خانه تو پیوسته است. همسایه خویشست. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

همسایه خانه که با خانه تو پیوسته است

کلمات مرتبط

  • ذی جاه
  • رویش سالانۀ جاری
  • صیغه جاری کردن
  • کتاب نگاشت جاری
  • کشت جاری
  • گل جاری
  • اب جاری در قسمت کم عمق رود
  • اب دهان جاری ساختن
  • با شرشر جاری شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات