Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جادوگر

تلفظ بین المللی : /dʒɑdˈuɡar/ تلفظ :‌ [dZAd'ugaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • جادوگر سیاه پوست
  • جادوگر و طبیب
  • جادوگر شهر زمرد
  • جادوگر شهر از
  • جادوگر 2 قاتلین پادشاهان
  • جادوگر 3 شکار وحشیانه
  • جادوگر بلر
  • جادوگر جنگ
  • جادوگر خبیث غرب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جادوگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) ساحر. جادو. آنکه جادوئی کند. افسونگر. مُعَقّد. عاضِه. عاضِهَة ( مؤنث ). فاجِر. طاغوت. ( منتهی الارب ). و صاحب آنندراج آرد: جادوگر به کاف فارسی ؛ ساحر : که آن دیو بسیار جادوگر است به دیوان مازندران او سر است.فردوسی.بدرس تازه افسون سازی ِ توکهن جادوگران ته کرده زانو.واضح ( از آنندراج ).در تداول عوام نزد متأخران جادوگر به ساحر گویند ولی در زبان ادب و نزد متقدمان جادو بر س...

فرهنگ عمید

کسی که سِحر و جادو کند، افسونگر، ساحر، جادوپیشه، جادوکار.

فرهنگ معین

(گَ ) (ص فا. ) ساحر، افسونگر.

فرهنگ فارسی

جادوگر
افسونگر، ساحر، کسی که سحروجادومیکند، جادوپیشه
( صفت ) آنکه جادویی کند ساحر افسونگر.

دانشنامه عمومی

صاحر

جادوگر یا افسونگر کسی است که جادو می کند. باور به سحر و جادو و اینکه کسانی توان استفاده از انواع خاصی از قدرت فوق العاده دارند در بسیاری از فرهنگ ها در سراسر جهان از دیرباز تا به امروز یافت می شود و در پی آن پیروی یا نفرت از جادوگران نیز همواره وجود داشته است.جادوافسونگریسردرگمی بسیاری در تعریف و شناخت جادوگران در زمینه های تاریخی، انسان شناسی، مذهبی و اساطیری مختلف وجود دارد. اعتقاد به...

گویش مازنی

/jaadoogar/ جادوگر

گویش اصفهانی

تکیه ای: ǰâdügar
طاری: rammâl
طامه ای: ǰâdugar
طرقی: ǰâdügar
کشه ای: ǰâdugar
نطنزی: ǰâdugar

مترادف و متضاد

فریبنده

کاهن، معزم، نیرنگ‌باز

افسونگر، جادوکار، ساحر، سحار

۱. افسونگر، جادوکار، ساحر، سحار
۲. کاهن، معزم، نیرنگباز
۳. فریبنده

spellbinder (اسم)مجذوب کننده، جادو گر، مسحور کنندهhex (اسم)جادو گر، ساحرهconjuror (اسم)چشم بند، ساحر، جادو گر، ادم تردستvoodooist (اسم)افسونگر، جادو گرconjurer (اسم)حقه باز، ساحر، جادو گر، ادم تردستsorcerer (اسم)ساحر، جادو گرmagician (اسم...

کلمات مرتبط

  • جادوگر سیاه پوست
  • جادوگر و طبیب
  • جادوگر شهر زمرد
  • جادوگر شهر از
  • جادوگر 2 قاتلین پادشاهان
  • جادوگر 3 شکار وحشیانه
  • جادوگر بلر
  • جادوگر جنگ
  • جادوگر خبیث غرب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات