جادو. [ دَ ] (اِخ ) نام قبیله ای است که در هند میزیسته اند. ابوریحان هنگام شمارش ابواب کتاب بهارات گوید: الخامسة عشر موسل و هو تقاتل جادَوْ قبیلة باسدیو. (تحقیق ماللهندص 64 س 18 - 19). و نیز همو در ذکر باسدیو و حروف بهارات (بهارث ) از اساطیر هند باستان گوید: و لم یبق غیر الاخوة الخمسة فانصرف حینئذ باسدیو الی مرکزه و مات َ هو و قبیلته المعروفة بجادَو الاخوة الخمسة قبل تمام السنة. (تحقیق ماللهند ص 2...
فرهنگ عمید
۱. افسون، سِحر، شعبده.۲. (اسم، صفت ) [قدیمی] ساحر، افسونگر، جادوگر: چه جادو چه دیو و چه شیر و چه پیل / چه کوه و چه هامون چه دریای نیل (فردوسی۴: ۲۹۸۸ )، نگه کن که با هر کس این پیر جادو / دگرگونه گفتار و کردار دارد (ناصرخسرو: ۳۷۵ )، چو خمّ دوال کمند آورم / سر جادوان را به بند آورم (فردوسی: ۲/۴۶۵ )، من به جادویان چه مانم ای وقیح / کز دمم پررشک می گردد مسیح (مولوی: ۶۱۳ ).۳. [قدیمی، مجاز] حیله گر.۴. [ق...
فرهنگ معین
۱ - (ص . )افسونگر. ۲ - (اِ. )سحر،ساحری . ۳ - (کن . ) چشم معشوق . ۴ - دلفریب . ۵ - محیل ، مکار.
فرهنگ فارسی
افسون، سحر، شعبده، ساحر، افسونگر، سحروافسون نام قبیله ای در هند
دانشنامه عمومی
جادو به ترفندهایی گفته می شود که برخی افراد انجام داده و می توانند از طریق این ترفندها قوانین طبیعت را دور زده و کارهایی خارق العاده بروز دهد. به فردی که جادو می کند جادوگر گفته می شود. در داستان ها، جادوگران می توانند افراد را طلسم کنند، جادوهای دیگر را خنثی کنند و در شکل و ظاهر افراد و اجسام تغییر به وجود بیاورند. در تخیلات داستان سرایان، جادوگران معمولاً این کارها را با خواندن ورد، کمک گرفتن از...
[ویکی فقه] جادو (سحر). جادو و افسون را سِحر گویند. تعاریف گوناگونی از سحر شده و از عنوان یاد شده در باب تجارت و به مناسبت در باب هاى حدود، قصاص و دیات سخن گفته اند.در این که «سحر» در چه تاریخی به وجود آمده، تاریخ روشنی در دست نیست، ولی این قدر می توان گفت: که از زمانی خیلی قدیم، این کار بین مردم رواج داشته است. اما چه کسی بار اول جادوگری را به وجود آورد؟ در این قسمت نیز نقطه روشنی در تاریخ دیده ...