معانی کلمه : جابجایی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
حمل
منتقل
سفر، کوچ
انتقال، نقل، نقلمکان ≠ استقرار
۱. انتقال، نقل، نقلمکان
۲. حمل
۳. سفر، کوچ
۴. منتقل ≠ استقرار
relocation (اسم)
جابجا سازی، جابجایی
واژه نامه بختیاریکا
کَش و کُش

حمل
منتقل
سفر، کوچ
انتقال، نقل، نقلمکان ≠ استقرار
۱. انتقال، نقل، نقلمکان
۲. حمل
۳. سفر، کوچ
۴. منتقل ≠ استقرار