Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جابجا

تلفظ بین المللی : /dʒɑbˈedʒɑ/ تلفظ :‌ [dZAb'edZA]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • جابجا ساختن درد
  • جابجا سازی
  • جابجا شدن
  • جابجا شدن درد
  • جابجا شده
  • جابجا شدگی
  • جابجا شدگی جنین
  • جابجا شونده
  • جابجا نشده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جابجا. [ ب ِ] ( ق مرکب ) فوراً. درحال. فی الفور. || ( اِ ) مکان بمکان. محل به محل. نقطه بنقطه :
من شده چون عنکبوت از پی آن دربدر
بانگ کشیده چو سار از پی این جابجا.
خاقانی.
آن حکیم خارچین استاد بود
دست میزدجابجا می آزمود.
مولوی.
ارض مُجَوَّبه ؛ زمینی که بر آن جابجا باران باریده باشد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

۱- درجال فورا فی الفور: (( جابجا افتاد و مرد. ) ) ۲- محل بمحل مکان بمکان نقطه بنقطه (( آن حکیم خارچین استادبود دست میزد جابجا می آزمود. ) ) ( مولوی )

واژه نامه بختیاریکا

جاکَن؛ جا جُمن؛ جا گُرُ

کلمات مرتبط

  • جابجا ساختن درد
  • جابجا سازی
  • جابجا شدن
  • جابجا شدن درد
  • جابجا شده
  • جابجا شدگی
  • جابجا شدگی جنین
  • جابجا شونده
  • جابجا نشده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات