Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جائری

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑʔerˌi/ تلفظ :‌ [dZ'A?eR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تفسیر الایات النازله فی ذم الجائرین
  • رویش سالانۀ جاری
  • صیغه جاری کردن
  • صدقه جاریه
  • علوی جزائری
  • علی جزائری
  • کتاب نگاشت جاری
  • کشت جاری
  • گل جاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جائری. [ ءِ ] ( حامص ) ستمگری. بیدادگری :
کسی را که بسترد آثار عدلش
ز روی زمین صورت جائری را.
ناصرخسرو.
رجوع به جور شود.

فرهنگ فارسی

ستمگری

کلمات مرتبط

  • تفسیر الایات النازله فی ذم الجائرین
  • رویش سالانۀ جاری
  • صیغه جاری کردن
  • صدقه جاریه
  • علوی جزائری
  • علی جزائری
  • کتاب نگاشت جاری
  • کشت جاری
  • گل جاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات