Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ثواء

تلفظ بین المللی : /savˈɑ/ تلفظ :‌ [sav'A]
لغت نامه دهخدا
  • ثواب الاعمال
  • ثواب کار
  • ثواب کاری
  • ثواب
  • ثوابت
  • ثوابکار
  • ثواقب
  • ثوالث
  • ثوانی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ثواء. [ ث َ ] ( ع مص ) ایستادن. اقامت. مقیم شدن به جائی. ثواءمکان یا بمکان ؛ اقامت دراز کردن در آن. || فرود آمدن به مکانی. || مدفون گردیدن.

کلمات مرتبط

  • ثواب الاعمال
  • ثواب کار
  • ثواب کاری
  • ثواب
  • ثوابت
  • ثوابکار
  • ثواقب
  • ثوالث
  • ثوانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات