معانی کلمه : ثلاثه ٔ غساله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~ء. غَ سُ لِ ) [ ع . ] (اِ. ) سه گانة شوینده و آن سه جام شراب باشد که به هنگام صبح نوشند و شویندة معده و برطرف کننده غم باشد.
فرهنگ فارسی
سه پیاله شراب که بوقت صبح نوشند و آن شوینده غمها و شوینده فضول تن و مزیل کدورت بشریات باشد از کشف و مدار موید
