ثعبان . [ ث ُ ] (ع اِ) ج ِ ثعب . آبراهه های وادی . ج ، ثعابین .
ثعبان . [ ث ُ ] (ع اِ) مار بزرگ . مار عظیم . اژدها.(غیاث اللغة) (نصاب الصبیان ) (السامی فی الاسامی ). اژدر. (بحر الجواهر). یا خاص است به مار نر. یا مطلق مار است . تنین . برغمان . برسان . ج ، ثعابین : میر موسی کف ، شمشیر چو ثعبان دارددست فرعون و جنودش کند ازما کوتاه . منوچهری .در کف او بزخم فرع...
فرهنگ عمید
مار بزرگ، اژدها.
فرهنگ معین
(ثُ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - مار بزرگ . ۲ - اژدها.
فرهنگ فارسی
ماربزرگ، اژدها، ثعابین جمع ( اسم ) ۱- ماربزرگ . ۲- اژدها. ۳- ثعابین . جمع ثعب آبراهه های وادی
دانشنامه عمومی
ثُعبان (به انگلیسی: Thuban) یا آلفای اژدها (α Draconis، به اختصار Alpha Dra یا α Dra) یک ستاره (یا سامانهٔ ستاره ای) است که در صورت فلکی اژدها قرار دارد. اگرچه این ستاره در آسمان شب نیم کرهٔ شمالی به خاطر کم نور بودنش چندان راحت دیده نمی شود، اما در زمانی دور، ستاره ای بسیار مهم بود زیرا از هزارهٔ چهارم تا دوم پیش از میلاد، ستارهٔ قطبی شمالی کرهٔ زمین به حساب می آمد.این ستاره با وجودی که در روش نا...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ثُعْبَانٌ: ماربسیار بزرگریشه کلمه: ثعب (۲ بار)«ثُعْبان» به معنای مار عظیم است که از آن در فارسی تعبیر به «اژدها» می شود. «راغب» در «مفردات» احتمال داده که این واژه از مادّه «ثعب» به معنای جریان آب گرفته شده باشد; زیرا حرکت این حیوان به نهرهایی شباهت دارد که به صورت مارپیچ، حرکت می کند و «ثعبان مبین» به معنای اژدهای آشکار است.اژدها. پس عصای خویش را بیفکند و در دم اژدهائی آشکار شد...