Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ثرم

تلفظ بین المللی : /sˈamar/ تلفظ :‌ [s'amaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ام ثرمل
  • ثرماء
  • ثرمان
  • ثرمد
  • ثرمداء
  • ثرمده
  • ثرمط
  • ثرمطه
  • ثرمل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ثرم . [ث َ رَ ] (اِخ ) کوهی است به یمامة. (مراصد الاطلاع ).

ثرم . [ ث َ رَ ] (ع مص ) اثرم گردیدن . افتادن دندان از ثنایا و رباعیات . دندان پیشین کسی شکستن . بردهن زدن چنانکه دندان بیفتد.

ثرم . [ ث َ ] (ع مص )شکستن دندان کسی را به زدن . || افتادن دندان . || (اصطلاح عروض ) اجتماع قبض و ثلم است در فعولن عول ُ بماند فع...

فرهنگ عمید

در عروض، اجتماع خرم و قبض، یعنی «فا» و «نون» فعولن را ساقط کنند که عول باقی بماند و فاع به جایش بگذارند و آن را اثرم گویند.

فرهنگ معین

(ثَ ) [ ع . ] (مص م . ) شکستن دندان کسی به وسیلة زدن .

فرهنگ فارسی

۱-( مصدر ) شکستن دندان کسی را بوسیل. زدن . ۲- ( مصدر ) افتادن دندان . ۳- اجتماع قبض وثلم است درفعولن (( عول ) ) ( بضم لام ). بماند (( فعل ) ) ( بسکون عین و ضم لام ) بجای آن بنهند و ثرم در شعر عرب پدید آید دراشعارفارسی نیاید.
کوهی است به یمامه

کلمات مرتبط

  • ام ثرمل
  • ثرماء
  • ثرمان
  • ثرمد
  • ثرمداء
  • ثرمده
  • ثرمط
  • ثرمطه
  • ثرمل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات