کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ثابت ماندن
تلفظ بین المللی :
/sˈɑbet mˈɑndan/
تلفظ :
[s'Abet m'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ثابت قدم ماندن
ثابت
ثابت در یک نقطه
ثابت قدم بودن
ثابت نبودن
ثابت نشده
ثابت واداشتن
ثابت کردنی
ثابت کننده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
fix
(فعل)
جا دادن، درست کردن، معین کردن، تعیین کردن، مقرر داشتن، محدود کردن، محکم کردن، کار گذاشتن، نصب کردن، استوار کردن، تعمیر کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، قرار دادن، بحساب کسی رسیدن، مستقر شدن، چشم دوختن به
کلمات مرتبط
ثابت قدم ماندن
ثابت
ثابت در یک نقطه
ثابت قدم بودن
ثابت نبودن
ثابت نشده
ثابت واداشتن
ثابت کردنی
ثابت کننده
نظرات