Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیک

تلفظ بین المللی : /tˈik/ تلفظ :‌ [t'ik]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • تیک تیک
  • تیک لودویگ
  • تیک آف
  • تیک اف
  • تیک تاک
  • تیک بزو
  • تیک داشتن
  • تیک بِ تیک
  • تیکِ تاکِی
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

تیک . [ ت َ ] (ع مص ) احمق شدن .(منتهی الارب ). گول و احمق گردیدن . (ناظم الاطباء).

تیک . [ ک َ ] (ع اِ) اسم اشاره ، مانند: تلک مؤنث ذلک ؛ یعنی این زن . (ناظم الاطباء).

تیک . (اِخ ) داستان نویس و هنرشناس آلمانی که در برلن متولد شد. وی رمانتیزم آلمان را تا سرحد خیال پردازی و فانتزی رهبری کرد (1773-1853 م .). (از لا...

دانشنامه آزاد فارسی

تیک (tic)(یا: پَرِش عَضُله) اختلالی عضلانی. تیک بر دو نوع است: تیک عصبی۱ و تیک دولورو۲ (دردناک). تیک عصبی واکنش غیرارادیِ انقباضیِ مکرری است که معمولاً در بعضی ماهیچه ها در شرایط فشار هیجانی به وجود می آید. تکرار شانه بالا انداختن، پلک زدن، صاف کردن سینه، یا کشیدن گردن از نمونه های تیک عصبی است. کودکان هم به تیک عصبی مبتلا می شوند، ولی معمولاً با بالارفتن سن شان این عارضه از بین می رود. تیک دولورو...

فرهنگ فارسی

داستان نویس و هنر شناس آلمانی که در برلن متولد شد وی رمانتیزم آلمان را تا سرحد خیالپردازی و فانتزی رهبری کرد ( ۱۸۵۳ - ۱۷۷۳ )

دانشنامه عمومی

تیک می تواند به موارد زیر اشاره کند:علامت تیکتیک عصبیاختلال تیکتیک (فیلم)wiki: تیک تیک (خرم آباد). تیک روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم آباد در استان لرستان ایران است.فهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان کشور قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.wiki: تیک (خرم آباد) تیک (فیلم). تیک فیلمی به کارگردانی اسماعیل فلاح پور و نویسندگی فریدون ...

گویش مازنی

پیشانی

گویش دزفولی

پیشانی

مترادف و متضاد

پیشانی

نشانه (خ)

حرکت عصبی و غیرارادی‌عضله صورت، انقباض ناگهانی و غیرارادی‌عضله

۱. حرکت عصبی و غیرارادیعضله صورت، انقباض ناگهانی و غیرارادیعضله
۲. نشانه (خ)

click (اسم)تیک، تلنگر، صدای مختصرtick (اسم)تیک، علامت، چوب خط، تیک تیک، سخت ترین مرحله...

واژه نامه بختیاریکا

بچه فضول

کلمات مرتبط

  • تیک تیک
  • تیک لودویگ
  • تیک آف
  • تیک اف
  • تیک تاک
  • تیک بزو
  • تیک داشتن
  • تیک بِ تیک
  • تیکِ تاکِی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات