Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیپ

تلفظ بین المللی : /tˈip/ تلفظ :‌ [t'ip]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • تیپ تاپلی
  • تیپ تیپ
  • تیپ تیپی
  • تیپ و تیپچه
  • تیپ 25 تکاور
  • تیپ 35 تکاور
  • تیپ 45 تکاور
  • تیپ 55 هوابرد
  • تیپ 65 نوهد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

تیپ. ( اِ )دسته. گروه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نمونه بارز یکدسته. نوع جنس. صنف. ( فرهنگ فارسی معین ). به این معنی ظاهراً از کلمه تیپ فرانسه مأخوذ است : جماعت افغان که قزلباشیه را مستعد حرب دیدند لشکر خود را سه تیپ کرده یک دسته در میان و دو دسته از دو طرف... ( مجمل التواریخ گلستانه از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || لشکری که مرکب از دو فوج یا بیشتر است و صاحب منصب آن سرتیپ گفته میشود. ( فرهنگ ن...

فرهنگ عمید

واحدی نظامی، پایین‌تر از لشکر، و شامل چند هنگ.

۱. دسته‌ای از مردم با خصوصیات مشترک.
۲. شخصیتی که نمونۀ عالی و بارز از یک صنف یا یک دسته از مردم است.
۳. نحوۀ لباس پوشیدن یک شخص: خوش‌تیپ.

۱. دسته ای از مردم با خصوصیات مشترک.۲. شخصیتی که نمونۀ عالی و بارز از یک صنف یا یک دسته از مردم است.۳. نحوۀ لباس پوشیدن یک شخص: خوش تیپ.واحدی نظامی، پایین تر از لشکر، و شامل چند هنگ....

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - نمونة شاخص از یک دسته ، نوع ، جنس و صنف . ۲ - واحدی در نظام کمتر از لشکر، بیشتر از هنگ .

دانشنامه آزاد فارسی

واحدی نظامی در تشکیلات ارتش، از عهد افشاریه. بزرگ تر از فوج (سپاهی ۱۰۰۰نفری) و کوچک تر از لشکر یا تومان (سپاه ۱۰هزار نفری) است. در دورۀ شاه عباس اول صفوی چون اجرای وظایف امیرتومان دشوار شده بود، لذا از آن صرف نظر شد. نادرشاه افشار، با توجه به این مشکلات، واحد تیپ را به وجود آورد که از سه تا شش فوج متجانس تشکیل می شد. فرماندهی تیپ معمولاً به عهدۀ یکی از سرداران برجسته و مورد اعتماد نادر بود. عنوان ...

فرهنگ فارسی

یگانی راهکنشی معمولاً کوچک‌تر از لشگر که گرو‌ه‌ها یا گردان‌ها و یگان‌های کوچک‌تر برای رفع نیاز به آن اعزام می‌شوند

سرگشته، مدهو ، حیران ، بیقرار، شتاب زده، نمونه، سرسلسله، سرمشق، صورت، مثال
( اسم ) واحدی درنظام که در تشکیلات کنونی شامل چند هنگ ( فوج ) است و هر لشکر شامل چند تیپ . یا به تیپ یکدیگر زدن با یکدیگر منازعه کردن .

دانشنامه عمومی

تیپ (به فرانسوی: Type، تیپ)(به انگلیسی: Type، تایپ) (به فارسی افغانی: لِوا) پیش تر با عنوان بریگاد، یکی از یگان های ارتشی است. هر تیپ معمولاً از ۳٬۰۰۰ تا ۶٬۰۰۰ سرباز تشکیل شده است. معمولاً ۲ هنگ با هم یک تیپ و ۴ تیپ با هم یک لشکر تشکیل می دهند. فرمانده یک تیپ معمولاً درجهٔ سرتیپی دارد.wiki: تیپ...

گویش مازنی

خال – لک

/tip/ خال – لک

گویش دزفولی

قطره یا کمی بیشتر از قطره

مترادف و متضاد

گروه

نمونه

جنس، صنف، سنخ، نوع

یگان نظامی، سه گردان

وضع ظاهر، سرووضع، شیوه لباس پوشیدن

۱. یگان نظامی، سه گردان
۲. جنس، صنف، سنخ، نوع
۳. گروه
۴. نمونه
۵. وضع ظاهر، سرووضع، شیوه لباس پوشیدن

brigade (اسم)
دسته، تیپ، تشکیلات، فئه

فرهنگ فارسی ساره

چهرمان

واژه نامه بختیاریکا

اُردی

فرهنگستان زبان و ادب

{brigade} [علوم نظامی] یگانی راهکنشی معمولاً کوچک تر از لشگر که گرو ه ها یا گردان ها و یگان های کوچک تر برای رفع نیاز به آن اعزام می شوند

کلمات مرتبط

  • تیپ تاپلی
  • تیپ تیپ
  • تیپ تیپی
  • تیپ و تیپچه
  • تیپ 25 تکاور
  • تیپ 35 تکاور
  • تیپ 45 تکاور
  • تیپ 55 هوابرد
  • تیپ 65 نوهد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات