معانی کلمه : تیمم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) عملی عوض وضو یا غسل، بدین شکل که هر دو کف دست را به خاک پاک بزنند و آن را بر پشت دست و صورت بکشند. این عمل را هنگام مریض بودن یا پیدا نکردن آب می توان انجام داد.
۲. [قدیمی] قصد کردن.
۳. [قدیمی] از روی قصد و عمد کاری کردن.
۲. [قدیمی] قصد کردن.
۳. [قدیمی] از روی قصد و عمد کاری کردن.
فرهنگ معین
(تَ یَ مُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - از روی قصد و عمد کاری کردن . ۲ - به جای وضو، در هنگام نبودن آب یا بیماری ، از خاک استفاده کردن ، به این صورت که دست ها را بر خاکی که آلوده نباشد می زنند و بعد آن را به صورت و پشت دست ها می کشند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر )از روی قصد و عمد کاری را کردن. ۲- دست و روی را بخاک مالیدن بجای وضو و غسل بهنگام بیماری یا در جایی که به آب دسترس نیست . جمع : تیممات .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
وضو یا غسل با خاک
