معانی کلمه : تیم
لغت نامه دهخدا
تئم. [ ت ِءْم ْ ] ( ع اِ ) همزاد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تیم . [ ت َ ] (ع مص ) بنده ٔ خود کردن و رام و منقاد گردانیدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بنده گردانیدن به عشق . (زوزنی ). به بندگی گرفتن دوستی . (تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ عمید
۱. اندوه؛ دلتنگی.
۲. غمخواری.
۱. گروهی بازیکن که با یکدیگر در مقابل یک گروه ورزشی دیگر بازی میکنند یا مسابقه میدهند: تیم فوتبال.
۲. گروهی مرکّب از دو نفر یا بیشتر که برای یک هدف مشخص تلاش میکنند: تیم پزشکی.
فرهنگ معین
(اِ.) اندوه ، دلتنگی .
(اِ.) کاروانسرای بزرگ .
[ انگ . ] (اِ.) یک دستة ورزشکار از یک رشتة ورزشی .
(اِ. ) کاروانسرای بزرگ .
(اِ. ) اندوه ، دلتنگی .
[ انگ . ] (اِ. ) یک دستة ورزشکار از یک رشتة ورزشی .
(اِ. ) اندوه ، دلتنگی .
[ انگ . ] (اِ. ) یک دستة ورزشکار از یک رشتة ورزشی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
همزاد
کاروانسرا، اندوه، دلتنگی، غم خواری، دسته، یک دسته ورزشکاردریک رشته ازورزش مانندفوتبال
( اسم ) دسته ای ورزشکار که دریکی از فنون ورزشی کار کنند تیم فوتبال تیم والیبال .
بطنی است از غافق و از آن قبیله است : القاضی محمد التیمی که از انس روایت دارد کوهی است شرقی مدینه
( اسم ) دسته ای ورزشکار که دریکی از فنون ورزشی کار کنند تیم فوتبال تیم والیبال .
بطنی است از غافق و از آن قبیله است : القاضی محمد التیمی که از انس روایت دارد کوهی است شرقی مدینه
دانشنامه عمومی
آویشن
گروهاد.
گویش مازنی
آویشن
۱دانه – بذر – تخم ۲تبار – نژاد – دسته ۳یک عدد نشای آماده ...
مترادف و متضاد
تعهد
آویشن
غمخواری
کاروانسرا
اندوه، دلتنگی
اکیپ، باند، دسته، گروه
۱. اکیپ، باند، دسته، گروه
۲. تعهد
۳. غمخواری
۴. کاروانسرا
۵. اندوه، دلتنگی
۶. آویشن
team (اسم)
جفت، دست، گروه، دسته، گروهه، تیم، یک دستگاه
واژه نامه بختیاریکا
( تیم * ) بوته چند روزه گیاهان که بخواهند نشا کنند
( تیم * ) دربدر؛ آواره
( تیم * ) دربدر؛ آواره
