معانی کلمه : تیف
لغت نامه دهخدا
تیف. ( اِ ) به زبان گیلان خس وخار و خلاشه را گویند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). اکنون نیز در دیه های گیلان تیف گویند. ( حاشیه برهان چ معین ). || نام روز سیزدهم از ماههای ملکی. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
خار، خس، خلاشه.
فرهنگ معین
(اِ. ) خار، خس .
فرهنگ فارسی
( اسم ) خس و خار و خلاشه .
گویش بختیاری
پخش، پراکنده.
واژه نامه بختیاریکا
نو رسته؛ سر بر آوردن اولیه محصول از دل خاک
