Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیغباران کردن

تلفظ بین المللی : /tiq1bˈɑrɑn kˈardan/ تلفظ :‌ [tiq1b'ARAn k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تیرباران کردن
  • تیغباران
  • تیرباران
  • تیرباران رفتن
  • تیرباران گرفتن
  • تیغ باران
  • روزنک تباران
  • ریزفک زیوه تباران
  • سرخس تباران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیغباران کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بارانی از شمشیر بر دشمن فروریختن. جنگی سخت با شمشیر کردن :
بر ایشان یکی تیغباران کنید
بکوشید و رزم سواران کنید.
فردوسی.
رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

بارانی از شمشیر بر دشمن فرو ریختن

کلمات مرتبط

  • تیرباران کردن
  • تیغباران
  • تیرباران
  • تیرباران رفتن
  • تیرباران گرفتن
  • تیغ باران
  • روزنک تباران
  • ریزفک زیوه تباران
  • سرخس تباران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات