معانی کلمه : تیز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص م . ) ۱ - برنده کردن . ۲ - خشمگین کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- تند و بران کردن لبه یانوک چیزی ( مانند شمشیر نیزه و غیره ) . ۲- خشمگین ساختن عصبانی کردن .
مترادف و متضاد
پرادویه کردن
بران کردن، برنده کردن
تحریک کردن، برانگیختن
۱. بران کردن، برنده کردن
۲. تحریک کردن، برانگیختن
۳. پرادویه کردن
واژه نامه بختیاریکا
هار کِردِن
