Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیز طبع

تلفظ بین المللی : /tˈiz tˈabʔ/ تلفظ :‌ [t'iz t'ab?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • طبع تیز کردن
  • تیزطبع
  • تیزطبیعت
  • تیز
  • تِیز
  • تیز شدن
  • تیز فهمی
  • تیز نظر
  • تیز و دلخراش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیزطبع. [ طَ ] ( ص مرکب ) ذکی و تیزفهم. ( آنندراج ) :
وی بسا تیزطبع کاهل کوش
که شد از کاهلی زگال فروش.
نظامی.
|| تندخلق و تندمزاج و تندخوی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

ذکی و تیز فهم

کلمات مرتبط

  • طبع تیز کردن
  • تیزطبع
  • تیزطبیعت
  • تیز
  • تِیز
  • تیز شدن
  • تیز فهمی
  • تیز نظر
  • تیز و دلخراش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات