معانی کلمه : تیز داس
لغت نامه دهخدا
تیزداس. ( اِ مرکب ) داس تیز و سخت بران. داس تند و سخت برنده :
بیابان و آن مرد، با تیزداس
تر و خشک را زو دل اندر هراس.
بیابان و آن مرد، با تیزداس
تر و خشک را زو دل اندر هراس.
فرهنگ فارسی
داس تیز و سخت بران داس تند و سخت برنده
