Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیز تیز

تلفظ بین المللی : /tˈiz tˈiz/ تلفظ :‌ [t'iz t'iz]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • زبان تیز
  • زخم تیز
  • طبع تیز کردن
  • کارد تیز
  • کارد تیز کن
  • گوش تیز
  • با سنگ تیز کردن
  • با صدای تیز و زیر حرف زدن
  • با میخ نوک تیز فشار دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیزتیز. ( ق مرکب ) پرشتاب :
باد چون بشنید آمد تیزتیز
پشه بگرفت آن زمان راه گریز.
مولوی.
|| بخشم. غضبناک : چون برمک بر تخت نشست سلیمان یکی تیزتیز در وی نگریست. ( تاریخ بخارا ).
نگه کرد قاضی بر او تیزتیز
معرف گرفت آستینش که خیز.
( بوستان ).
رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

پر شتاب بخشم

کلمات مرتبط

  • زبان تیز
  • زخم تیز
  • طبع تیز کردن
  • کارد تیز
  • کارد تیز کن
  • گوش تیز
  • با سنگ تیز کردن
  • با صدای تیز و زیر حرف زدن
  • با میخ نوک تیز فشار دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات