Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیروار

تلفظ بین المللی : /tˈirvɑr/ تلفظ :‌ [t'iRvAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ادهانور تیروارور
  • تیرباران کردن
  • تیردار
  • تیرمار
  • تیربار برگمان
  • تیربار
  • تیرباران
  • تیرورق
  • تیردار خال
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیروار. ( اِ مرکب ) تیر پرتاب. مقداری از مسافت که یک تیر را چون بیفکنند پیماید. به مسافت پرتاب تیری. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ) : از آن بیشه برتر یکی تیرواریکی کوه بینی سیه تر ز قار.فردوسی.گشته پران از کف او نیزه و زوبین و تیغدر هوا ده تیروار راست در ده تیروار.مسعودسعد.اصلاح زهره آن است که هر دو سر آن ببندند و در آب بجوشانند چندانکه مردی دو تیروار برود یا سه تیروار پس از آن به سایه خشک کنند و ن...

فرهنگ فارسی

تیر پرتاب مقداری از مسافت که یک تیر را چون بیفکند پیماید به مسافت پرتاب تیری

کلمات مرتبط

  • ادهانور تیروارور
  • تیرباران کردن
  • تیردار
  • تیرمار
  • تیربار برگمان
  • تیربار
  • تیرباران
  • تیرورق
  • تیردار خال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات