تیروار. ( اِ مرکب ) تیر پرتاب. مقداری از مسافت که یک تیر را چون بیفکنند پیماید. به مسافت پرتاب تیری. ( از یادداشتهای مرحوم دهخدا ) : از آن بیشه برتر یکی تیرواریکی کوه بینی سیه تر ز قار.فردوسی.گشته پران از کف او نیزه و زوبین و تیغدر هوا ده تیروار راست در ده تیروار.مسعودسعد.اصلاح زهره آن است که هر دو سر آن ببندند و در آب بجوشانند چندانکه مردی دو تیروار برود یا سه تیروار پس از آن به سایه خشک کنند و ن...
فرهنگ فارسی
تیر پرتاب مقداری از مسافت که یک تیر را چون بیفکند پیماید به مسافت پرتاب تیری