Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تیره حال

تلفظ بین المللی : /tˈireː hˈɑl/ تلفظ :‌ [t'iRe: h'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
  • باغ تیر حاجی اباد
  • تیره
  • تیرَه
  • تیره ء پشت
  • تیره ای
  • تیره بختی
  • تیره روی
  • تیره شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تیره حال. [ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) بدحال. ( آنندراج ). مکدر. ملول. غمگین و پریشان سیه بخت :
چون زلف یار کرد مرا چرخ خیره سر
چون خال دوست کرد مرا دهر تیره حال.
مجد همگر ( از آنندراج ).
رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بد حال مکدر ملول

کلمات مرتبط

  • مُنجِزی:وفا کننده به عهد، برآورنده حاجت و نیاز دیگران. نام تیره ای از طایفه بهداروند هفت لنگ ازایل بزرگ بختیاری.
  • باغ تیر حاجی اباد
  • تیره
  • تیرَه
  • تیره ء پشت
  • تیره ای
  • تیره بختی
  • تیره روی
  • تیره شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات