معانی کلمه : تیا
لغت نامه دهخدا
تیا. ( ع اِ مصغر )مصغر تا. اسم اشاره ؛ یعنی این زن. ( ناظم الاطباء ).
دانشنامه آزاد فارسی
تِیا (Thea)
از الهگان خُرد یونانی و یکی از تیتان۱ ها. از همسر و برادرش هوپریون۲ صاحب سه فرزند شد: هِلیوس۳ (خورشید)، ائوس۴ (طلوع) و سِلِنه۵ (ماه).
TitanHyperionHeliosEosSelene
از الهگان خُرد یونانی و یکی از تیتان۱ ها. از همسر و برادرش هوپریون۲ صاحب سه فرزند شد: هِلیوس۳ (خورشید)، ائوس۴ (طلوع) و سِلِنه۵ (ماه).
TitanHyperionHeliosEosSelene
wikijoo: تیا
فرهنگ فارسی
مصغر تا اسم اشاره یعنی این زن
دانشنامه عمومی
هدیۀ خداوند
فرهنگ اسم ها
هدیه خداوند
اسم: تیا (دختر) (لری) (تلفظ: tiyā) (فارسی: تیا) (انگلیسی: tiya)
معنی: چشم
معنی: چشم
گویش بختیاری
چشم. tiâmi>:چشمم هستى (براى ابراز محبت گویند)> .
